شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 60

نفثة المصدور ( فارسى )

فساق جلال الدّين إلى نيسابور ، و أقام من توجّه بالخيل و البغال بقلعة خرندز « 1 » . . . الخ » . بنابراين احتمال بسيار قوى ميرود كه يكى ازين دو كلمه يعنى زيدر مذكور در نفثة المصدور و خرندز مذكور در سيره تصحيف ديگرى باشد ، و چون مصنّف در نفثة المصدور خود را صريحا محمّد نسوى « 2 » ميخواند و چون زيدر نيز مانند خرندز چنان كه گفتيم از مضافات نسا بوده است اين مابه‌الاشتراك معنوى نيز بلاشك مؤيّد تصحيف لفظى شده است ( اگر تصحيفى فى الواقع بوده است چنان كه من گمان ميكنم ) ، لهذا محتمل است كه نسّاخ متأخّر بقاعدهء مطّردهء تصحيف أخفى بأجلى و مجهول بمعروف ( مثلا ناسخ جاهل جاحظ را به حافظ تصحيف مىكند نه برعكس ) خرندز را كه براى ايشان منكور و مجهول بوده و شايد در عصر ايشان ديگر موجود نبوده ، به زيدر كه در عصر ايشان موجود و بنابراين در ذهن معروف و معهود بوده تصحيف نموده‌اند . و اگر بخاطر بياوريم كه نسخهء اصل نفثة المصدور بتصريح مرحوم هدايت در مقدّمه ( ص 24 ) سقيم و مغلوط بوده است در صورتى كه نسخهء اصلى سيرة جلال الدّين كه در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است در نهايت صحّت و اتقان و بخطّ نسخ جلىّ بسيار واضح خوانا ، و علاوه برين بسيار نيز قديمى است چه تاريخ استنساخ آن سنهء سبع و ستّين و ستّمايه است يعنى فقط 28 سال بعد از تأليف اصل كتاب ( سنهء 639 ) و نيز بخاطر بياوريم كه كلمهء خرندز پنج مرتبه در سيره ذكر شده است و كلمهء زيدر در نفثة المصدور فقط دو مرتبه ، احتمال مصحّف بودن زيدر از خرندز ، نه عكس آن ، در ذهن بسيار قوى مىشود ، و اللّه أعلم بحقيقة الحال . يك چيز هست ، و آن اينست كه در اصل نسخهء سيره در هيچيك از آن پنج موضعى « 3 » كه كلمهء خرندز در آن مواضع مذكور است حتّى يك مرتبه هم اين كلمه را

--> ( 1 ) - فى الاصل : خريدر . ( 2 ) - مصنف در « نفثة المصدور » ص 121 خود را « محمد منشى » خوانده است نه « محمد نسوى » . ا . ح . يزدگردى ( 3 ) - در طبع مرحوم عباس اقبال : « موضوعى » و ظاهرا غلط چاپى است . ا . ح . يزدگردى